نگارش:عسگر علیائی کلیان(یاشیل)
تا سال ۱۳۶۷ کاغذکنان دارای ۱۲۰ پارچه روستا و آبادی بود که متاسفانه بدلیل عدم حاکمیت مدیریت های اجرائی قوی در سال ۱۳۶۷ پنج روستای کوهستانی و بکر حاشیه "قزل اوزن" با مناظر خدادای و معادن غنی تحت عناوین روستاهای"کجل"،"شمس آباد"،"قوسجین"،"کاوان" و "دیز" از بخش "کاغذکنان" منتزع و به بخش"خوروش رستم"شهرستان "خلخال" پیوستند.
نکته جالب توجه اینکه هر پنج روستای مزبور در حاشیه جنوبی "قزل اوزن" و در سمت "کاغذکنان" واقع شده است.جنگلهای تنومند درختان ارس در روستای "شمس آباد" و سایر روستاهای منطقه کلکسیونی منحصر به فرد از ذخایر جنگلی و منابع طبیعی به شمار می رود.
در سالهای بعد تعداد دیگری از روستاهای بخش "کاغذکنان" با محوریت روستای "ممان" در جنوب دره "قزل اوزن" از جمله روستاهای: "وردوق"،"کوهستانق"،"زناری"،"استور"،"شهیدلو"،"دیزگوین" و ... از این بخش منتزع و به بخش مرکزی شهرستان میانه پیوستند.
تعداد دیگری از روستاها نیز با مرکزیت ثغل "چومالی" از قبیل:"ورمزیار"،"حاجی سیران" و ... به بخشهای خمسه و مرکزی شهرستان زنجان پیوستند.
اکنون فقط از جلال و جبروت کاغذکنان پر رونق سالهای دور که زمانی دارای حاکمیت مستقل خان خانی و زمانی نیز دارای گمرکی عظیم و مرکز و داد و ستد و مسیر تردد ایلخانان مغول و سلاجقه بوده است که تنها یک مرکز شهری و هفتادو سه پارچه روستا و آبادی ساکن و غیر ساکن با جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰۰ نفر در شرایط خوش باورانه باقی مانده است.کاغذکنان پژوهان جمعیت این بخش را در سال های اولیه انقلاب ۱۳۵۷ و۱۳۵۸ ارقامی بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر ذکر کرده اند.
از صنایع کاغذسازی آن که در زمان سلجوقیان به اوج خود رسیده بود،هیچ اثری باقی نمانده است. از حوزه های علمیه روستاهای "آغ کند(آق کند)" و "قره بولاق(قره بولاغ)" که در زمان سلطنت "ناصرالدین" شاه قاجار با درایت شاعر،عارف و مجتهد نامی "میرزا باقر خلخالی" که خود اصالتا از روستای "قره بولاق" بوده به جز دیوارهای مخروبه چیزی دیگری به یادگار نمانده است!.
در ادامه ضمن ارائه نقشه بخش "کاغذکنان" که از سایت اطلاع رسانی بخش "کاغذکنان" عینا اقتباس گردیده است. در مقالات بعدی به کنکاشی در حوزه "کاغذکنان" شناسی و گذشته و حال آن با نگاهی به راهکارهای توسعه ای خواهیم پرداخت.امید است این منطقه سرشار از معادن و ذغایر طبیعی،آثار منحصر به فرد تاریخی و فرهنگ غنی و جاودانه خود در بستر توسعه و در کانون توجه مسئولین امر و فرزندان با همت خود قرار گیرد.انشاالله!
نقشه فعلی بخش "کاغذکنان"

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 14:15  توسط رسول علیایی کلیان
|
بنا به اخبار سایت بخش کاغذکنان تپه ها و آثار باستانی مختلفی مربوط به بخش کاغذکنان و شهرستانه میانه در فهرست آثار ثبت شده سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجانشرقی قرار گرفته اند.
در این فهرست نام تپه باستانی "گل تپه" روستای کلیان از آثار مربوط به یک هزار سال قبل از میلاد نیز دیده می شود.تپه باستانی "گل تپه " در دویست و پنجاه متری و در ناحیه شمال غربی روستای "کلیان" واقع شده است.
| 20 تپه و محوطه تاریخی شهرستان ميانه و کاغذکنان در فهرست آثار ملی ثبت شد |
|
|
به پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی 20 تپه و محوطه تاریخی شهرستان ميانه در فهرست آثار ملی ثبت شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی ،تراب محمدی با اعلام این مطلب افزود: این آثار در اجرای ماده یک از قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سایر مواد و نظام نامه اجرائی آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که قدمت آن ها مربوط به دوران فراپارینه سنگی تاقرون میانه اسلامی می باشد.
رییس سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری آذربایجان شرقی آثار ثبت شده را برشمرد و گفت: این تپه های تاریخی شامل «تپه قره چانلقيق » به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذكنان- روستای ابابين و شماره 26393 با قدمت اشكاني - ساساني، «يومري تپه» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذ كنان- روستای چلاقو و شماره 26392 با قدمت ساساني – قرون اوليه اسلامي .«تپه گورقاداغي » به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذ كنان - روستای گل تپه حسن آباد و شماره 26391 با قدمت اشكاني - ساساني .«كولي تپه» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذ كنان - روستای چلاقو و شماره 26390 با قدمت كالكولتيك - مفرغ .«تپه قلعه پاوارس» به موقعیت جغرافیایی روستای پاوارس و شماره 26389 با قدمت هزاره 1 قبل از میلاد، اشكاني - ساساني .« تپه شاه بلاغي 2» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغدكنان- روستای احمد آباد خانليق و شماره 26388 با قدمت هزاره 1 قبل از میلاد و اشكاني ساساني. .«تپه شاه بلاغي 1» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذكنان -روستای احمد اباد خانليق و شماره 26387 با قدمت هزاره اول ق.م – اشكاني – ساساني – قرون ميانه اسلامي. «گل تپه» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذ كنان-روستای كليان و شماره 26386 با قدمت هزاره 1 قبل از میلاد ،اشكاني - ساساني .«ساغسلي تپه» به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای چركينلو و شماره 26385 با قدمت اشكاني - ساساني.« تپه خليقه باغي 2» به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای خليفه باغي و شماره 26396 با قدمت اشكاني – ساساني – قرون ميانه اسلامي. .« تپه قلعه 2» به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای چيتاب آقا كريم و شماره 26395 با قدمت اشكاني - ساساني.« تپه قره زيارت 1 » به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي-روستای قره زيارت و شماره 26394 با قدمت اشكاني – ساساني و دوران متاخر اسلامي .« تپه يله قارشو » به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای يله قارشو و شماره 26438 با قدمت اشكاني - ساساني .« تپه مسجديري» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذكنان- روستای حسن آباد خانليق و شماره 26437 با قدمت اشكاني - ساساني .« تپه قوش گلي» به موقعیت جغرافیایی بخش كندوان- روستای سوتي و شماره 26436 با قدمت هزاره 1 قبل از میلاد – اشكاني - ساساني. «تپه گوندوغدي » به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای گوندوغدي و شماره 26435 با قدمت اشكاني - ساساني.« قبرستان بهمن آباد» به موقعیت جغرافیایی بخش كاغذ كنان- روستای بهمن آباد و شماره 26434 با اشكاني - ساساني.«تپه كهنه يورت » به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای چركينلو و شماره 26433 با قدمت اشكاني – ساساني – قرون 7-10 هجري .« تپه سبز» به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي- روستای سبز و شماره 26432 با قدمت هزاره1 قبل از میلاد- اشكاني - ساساني .« تپه داغ ينگ آباد» به موقعیت جغرافیایی بخش مركزي-روستای داغ ينگ آباد و شماره 26430 با قدمت مفرغ قديم - هزاره 1 قبل از میلاد می باشند.
محمدی تاکیدکرد : این آثار از تاریخ ثبت ، ضمن رعایت حقوق مالکانه ، تحت نظارت ، مراقبت و حمایت این سازمان بوده و هرگونه اقدام و عملیاتی که منجر به تخریب یا تغییر هویت اثر شود ، ممنوع بوده و مرمت و بازسازی اثر صرفا با تایید و نظارت این سازمان ممکن می باشد و البته تخلف از موارد فوق الذکر برابر مواد 558 لغایت 569 از کتاب پنجم قانون مجازات های اسلامی «تعزیرات و مجازات های بازدارنده جرم» محسوب شده و مرتکب مشمول مجازات های قانونی خواهد شد
افزودنی است تا کنون بیش از هزار و چهارصد اثر تاریخی استان آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی ثبت شده است و از این تعداد مجموعه کلیساهای ارامنه آذربایجان در شهرستان جلفا در فهرست آثار جهانی ثبت شده و پرونده بازار تبریز نیز برای ثبت در فهرست آثار جهانی در سال 2010 به سازمان بین المللی یونسکو ارایه شده است.( پايان خبر )
منبع: http://www.eachto.ir/farsi/content/view/1306/163/
سایت اطلاع رسانی بخش کاغذکنان:http://www.kaghazkonan.ir/ |
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 12:27  توسط رسول علیایی کلیان
|
|
|
|
|
آموزش و پرورش و به طور کلی تعلیم و تربیت از دغدغه های هر کشور محسوب می شود. چرا که پیشرفت و تعالی و یا پس رفت و نزول یک کشور از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و غیره در گرو چگونگی آموزش و پرورش آن کشور است. نگاهی گذرا به تاریخ نشان می دهد که آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت در گذشتههای دور تنها برای عده خاص و طبقه خاصی از جامعه مقدور بود و بسیاری از مردم خصوصا آنهایی که از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبودند از تعلیم و تربیت محروم بودند. با پیشرفت علوم و گسترش آگاهی مردم و جوامع «تعلیم و تربیت برای همه» تبدیل به شعار جهانی شد.
در این بین آموزش به زبان مادری از سوی برخی از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفت. یوهان آموس کومنیوس که به عنوان پدر آموزش و پرورش نوین در دنیا شناخته شده است، در نیمه دوم قرن 17 اصولی را برای آموزش و پرورش و یادگیری عنوان کرد که آموزش و پرورش امروزی در دنیا از آن تبعیت می کند. وی اعتقاد داشت که کودکان را بایستی با شناخت و بینش اجسام آشنا کرد. یعنی معانی مستقیم اشیا و اجسام را به کودکان آموخت و در این مسیر همواره بر ضرورت استفاده از زبان مادری تاکید می کرد. وی اعتقاد داشت که آموزش تا سن 12 سالگی بایستی فقط و فقط به زبان مادری باشد و از این سن به بعد است که آموزش به زبان های دیگر می تواند در برنامه آموزشی فراگیران قرار گیرد و آموزش زبان های دیگر نه از روی دستور زبان بلکه از طریق خواندن متون انجام گیرد. کومنیوس بر استفاده از عکس و تصویر در آموزش زبان تاکید میکرد. بدین ترتیب که ابتدا کودک با مفهومی که با آن آشنا است ارتباط برقرار می کند و سپس طریقه نوشتاری آن مفهوم را به آن پیوند می دهد و آن مطلب را درک می کند.
در داخل کشور نیز میرزا حسن رشدیه که اهل آذربایجان و متولد تبریز بوده و بنیانگذار آموزش و پروش به سبک نوین در کشور است، با ایجاد مدارس با سبک جدید پایه آموزش و پرورش نوین در کشور را گذاشت. وی که از سوی مقامات دولتی و حکومتی زمان خود شدیدا تحت فشار بود در اکثر نقاط کشور اقدام به تاسیس مدارسی کرده بود. در آموزش او نیز زبان مادری در درجه بالایی از اهمیت قرار داشت. وی که در تدریس زبان ترکی در آذربایجان کتابی تحت عنوان «وطن دیلی» را نیز آماده کرده بود و این کتاب تا مدت ها در منطقه قفقاز به عنوان کتاب آموزش زبان ترکی مورد استفاده قرار می گرفت، از اصولی پیشرفته در آموزش استفاده میکرد. هر چند که مدارس تاسیس شده به دست وی پس از مدت کوتاهی به دست عوامل دولتی ویران می گشتند. حال نگاهی به آموزش و پرورش امروزه کشور می اندازیم. اصول آموزشی مختلفی ذکر شد اما متاسفانه در مورد کودکان دو زبانه در کشور ما که بیش از 53 درصد کودکان کشور را تشکیل می دهند، بسیاری از این اصول آموزشی که در کل دنیا کاملا بدیهی به نظر میرسند مورد توجه قرار نمی گیرند و متاسفانه تنها در مورد کودکان فارسزبان کشور اجرا می شود. ابتدا مختصرا با مفهوم دوزبانه بودن آشنا شویم. در یک نوع طبقه بندی دوزبانه بودن را به دو دسته طبیعی (برابر) و آموزشی (نابرابر) تقسیم بندی میکنند. در دو زبانگی برابر فرد از آغاز تولد در یک خانواده و جامعه دو زبانه زندگی می کند و در هر دو زبان هم شفاها و هم کتبا قادر به برقراری ارتباط است. در دو زبانگی نابرابر آموزشی فرد پس از یادگیری زبان مادری به صورت شفاهی به دلایل آموزشی یا فرهنگی با یک زبان دیگر تماس می یابد و دو زبانه می شود. دو زبانگی موجود در کشور از این نوع دو زبانگی است. همانطور که در مطالب فوق نیز اشاره شد آموزش در مدرسه تا سن 12 سالگی فقط و فقط بایستی به زبان مادری باشد و بعد از این سن بایستی زبانهای دیگر در برنامه آموزشی فراگیران قرار گیرد. چرا که طبق نظریه روانشناسان و زبانشناسان دوازده سال اول زندگی هر شخص از لحاظ فراگیری زبان دوران تطبیق محسوب می شود و بعد از آن دوران یادگیری. یعنی در دوازده سال اول زندگی شخص ضمن فراگیری زبان، با زبان فراگرفته شده خود را ببه محیط اطراف تطبیق می دهد و سیستم فکری اش شکل می گیرد.
زمانی این نظام فکری و تطبقی تکمیل می شود که سوادآموزی شخص به زبان مادری تکمیل گردد، یعنی علاوه بر فراگیری کامل تکلم به زبان مادری ، خواندن و نوشتن به زبان مادری را نیز یاد بگیرد. در کشور کودکان فارس زبان تا سن 12 سالگی فقط و فقط به زبان مادری خود آموزش می بیینند و از این سن به بعد است که آموزش زبان عربی و انگلیسی در برنامه درسیشان گنجانده می شود، اما در مناطق دوزبانه کشور وضع بسیار متفاوت و آشفته است. یک کودک شش ساله غیر فارس از همان اولین روز تحصیل بایستی با زبانی غیر از زبان مادری خود تحت تعلیم قرار بگیرد. بعنوان مثال یک کودک ترک که کوچکترین آشنایی با زبان فارسی ندارد و تنها به زبان مادری خود با طبیعت و اطرافیان ارتباط برقرار می کند، از همان روز اول مدرسه بایستی با زبانی غیر از زبان مادری خود، یعنی زبان فارسی آموزش ببیند. کلیه اصول و قواعد دیگری که در مورد آموزش در سالهای ابتدایی مدرسه بود نظیر استفاده از عکس و تصویر و … برای تداعی مفاهیم انتزاعی، تنها در مورد کودکان فارس زبان کاربرد دارد و مفید واقع می شود. چون این اصول برای آموزش به زبان مادری فرد پیشبینی و طراحی شدهاند. یک کودک فارس زبان با دیدن تصویر آب مفهوم آب در ذهنش تداعی می شود و هنگامی که کلمه آب را نیز در کنار آن می بیند با این مفاهیم ارتباط برقرار کرده و مطلب را درک می کند. اما در مورد کودکان غیر فارس زبان وضع متفاوت و بسیار دشوار است. چرا که به عنوان مثال همان کلمه آب را که به تصویر مربوط به (سو) نسبت می دهند برای کودک ترک تازگی دارد و با دانستهها و معلومات قبلی او مغایرت دارد، چه برسد به صورت نوشتاری کلمه که خود سبب بروز مشکلات بعدی می گردد.
این سیستم نادرست آموزشی که سالیان دراز است در برنامهآموزش و پرورش کشور قرار گرفته است باعث دلسردی دانش آموزان مناطق دوزبانه از تحصیل و درس و مدرسه می شود. عمق فاجعه زمانی مشخص می شود که نیم نگاهی به آمار افت تحصیلی و ترک تحصیل در مناطق دو زبانه کشور بیندازیم. به گفته مدیر کل دفتر آموزش و پرورش دوره ابتدائی و کارشناسان این دفتر، دو زبانه بودن دانش آموزان در بدو ورود به مدرسه مهمترین علت افت تحصیلی و در نتیجه عامل ترک تحصیل آنهاست. به کار بردن این اصول غیرعلمی در آموزش و پرورش مناطق دوزبانه باعث می شود که بسیاری از فرزندان این مناطق که هرکدام می توانستند روزی گرهی از مشکلات مردم باز کنند، به دامان اعتیاد و سایر بزهکاری های اجتماعی کشیده شوند. نتایج برخی از تحقیقات نشان می دهد که کودکی که زبان مادری خود را فرا نگرفته و ساخت های زبان در ذهن او استحکام نیافته شرایط مساعدی برای یادگیری زبان دوم نخواهد داشت. و اگر به این کودک زبان دومی غیر از زبان مادری یاد بدهیم باعث ایجاد اختلال در گویایی و هم در ریختن فکر کودک خواهد شد. مخصوصا اگر زبان دومی که یاد می گیرد از لحاظ دستوری کاملا متفاوت با زبان مادری اش باشد. مثل زبان فارسی و زبان ترکی که یکی هند و اروپایی و دیگری التصاقی است. علاوه بر مشکلات یاد شده مشکلات فراوان دیگری نیز پدید می آید که پرداختن به آنها در این مجال نمی گنجد.
نکته هایی که بایستی مد نظر قرار داد این است که این وضعیت تا زمانی که متاسفانه تفکر کلیشهای «احیای زبان مادری» یعنی تجزیه طلبی در افکار بسیاری لانه کرده است ادامه خواهد داشت و معلوم نیست چه زمانی کارشناسان آموزش و پرورش کشور از اغماض و چشم بستن بر عواقب وخیم عدم آموزش به زبان مادری کودکان دوزبانه کشور دست بر می دارند و چشم به حقایق تلخ مسائل آموزشی مناطق دو زبانه کشور می گشایند و به این اصل تن می دهند که آموزش به زبان مادری حق همه مردم دنیاست.
به نقل از : سایت تبریز
|
+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 18:47  توسط رسول علیایی کلیان
|